آماده مناظره ام
¤ آيا با اعضاي آن جلسه 200 نفري ارتباطي داريد؟
- خير.
¤ ببينيد، شما در جامعه بهايي اقليت محسوب مي شويد، هر جايي اگر عده اي اقليت محسوب شوند براي حفظ منافع خود و براي تثبيت خود با هم ارتباط دارند، مبادله اطلاعات دارند، تجمعاتي دارند، به هم نزديك مي شوند. اينكه شما اينگونه نيستيد از كم كاري امثال خودتان مي دانيد يا اينكه فكر مي كنيد مسئولان بايد كاري بكنند؟
- آخر من فقط در شهر خودمان افراد مثل خودم را مي شناسم. در شهرهاي ديگر كه نمي شناسم افراد را.
¤ اما اين طور كه شما مي فرماييد با همان ها هم اصلاً ارتباطي نداريد؟
- بله، اصلاً ارتباط نداريم. در شهر خودمان هم، دكتر ملكي را مي شناختم كه بهايي بوده و مسلمان شده، اما من چه صحبتي با او مي توانم داشته باشم؟ فكر مي كنم ديگران بايد ما را دور هم جمع كنند و براي ما برنامه داشته باشند.
¤ يعني يك حلقه واسط در اين ميان كم است؟
- بله، اگر مثلاً چند كلاس براي ما مي گذاشتند كه لااقل ماهي يك بار به آنجا مي رفتيم هم از كلاس استفاده مي كرديم و هم با هم ارتباط داشتيم و براي تقويت روحيه همه مفيد بود.
¤ يعني شما از مسئولان انتظار داريد در اين امر به شما كمك كنند؟
- بله.
¤ غير از اين مسئله چه نكته ي ديگري است كه فكر مي كنيد مسئولان مي بايست مدنظر قرار بدهند؟
- به نظر من راجع به بهائيت كم كار شده، درست است كه آنها عددي نيستند، قابل ذكر نيستند و چيزي نيستند كه بخواهيم راجع به آنها صحبت كنيم، اما آگاهي دادن به جامعه نسبت به اينگونه فرقه هاي سياسي استعماري لازم است. در مورد بهائيت فقط چند جمله در يكي از كتاب هاي درسي آمده بود؛ در يكي از كتاب هاي تاريخ. حالا همان را هم حذف كرده اند در صورتي كه حداقل يك زمينه ذهني به بچه ها مي داد كه «علي محمدباب» كه بود، چه ادعايي كرد، كسي بود كه ادعا كرد من امام زمان هستم و بعد ادعاي الوهيت كرد.
¤ شما چگونه با كيهان تماس گرفتيد؟
- قبل از اينكه تماس بگيرم، يك مقاله راجع به فرقه بهائيت در اين روزنامه به طور اتفاقي خواندم. سپس تصميم گرفتم با اين روزنامه تماس بگيرم، چون فكر كردم بهترين ابزار براي ارائه و انتقال افكارم، همين روزنامه است.
¤ نظرتان درباره محتواي روزنامه كيهان چيست؟
- به نظرم «كيهان» يك روزنامه خوبي است. در بيشتر اوقات يك تنه و بي باك وارد صحنه مي شود و از هر لحاظ حافظ نواميس فرهنگي و سياسي مملكت است.
فعاليت هايي كه مؤسسه كيهان انجام مي دهد واقعاً قابل تقدير است. كيهان با فعاليت هايي كه دارد روشنگري هاي لازم را مي كند و بهائياني كه زمينه مثبتي داشته باشند بيدار مي شوند و مسلمانان هم آگاه مي شوند تا مبادا به دام اين تشكيلات گرفتار شوند. من فكر مي كنم اين حركت كيهان خيلي از فريب خوردگان بهايي را ياري خواهد كرد.
¤ در مدتي كه پاورقي «سايه شوم» چاپ شد خوانندگان زيادي با روزنامه كيهان تماس گرفتند و درباره اين پاورقي سؤالاتي مي پرسيدند، از جمله اينكه آيا اين داستان واقعي است؟ يا صرفاً داستان سرايي است؟ براي اين دسته از خوانندگان كتابتان چه مي فرماييد؟
- همان طور كه اول داستان اشاره كرده ام اين داستان كاملاً واقعي و حقيقي است و فقط اسامي عوض شده است. البته معمولاً زندگينامه كساني را مي نويسند كه كار مهمي انجام داده باشند، خيلي برجسته و مثمرثمر بوده باشند و در جامعه كار مهمي كرده باشند. اما هدف من از نوشتن اين داستان اين بود كه مي خواستم ماهيت تشكيلات بهائيت را نشان دهم كه چه بلاهايي بر سر جوانان اين مملكت وارد مي آورند. اسامي ساير اعضاي خانواده ام نيز در داستان عوض شده چون به نظرم بايد جايگاه هر كسي محترم شمرده شود، البته در بعضي جاها نيز اسامي واقعي را آورده ام.
¤ بعد از چاپ پاورقي «سايه شوم» برخورد خوانندگان روزنامه و مردم با شما چگونه بود؟
- البته تماس گيرنده ها، قطعاً از اقشار مختلف و با نظرات مختلف بودند. تماس گيرنده هاي منتقد را دعوت مي كنم به رعايت انصاف. و از آنها مي خواهم كه دوباره كتاب هاي مرا بخوانند و بدون غرض بخوانند. من اولاً هيچ ادعايي ندارم بدين خاطر اگر از من انتقادي شود، ناراحت نمي شوم. كمااينكه برخي از انتقادهاي خوانندگان مسلمان را قبول دارم و قصد دارم برخي اصلاحات را در تجديد چاپ كتاب داشته باشم. بويژه آن بخش هايي كه به زندگي خصوصي «رها» مربوط مي شود. من فقط يك هدف را دنبال مي كنم و آن اين است كه حقيقتي را كه در نزد خود دارم، براي ديگران هم عرضه كنم و به آگاهي و افشاگري و روشنگري بپردازم. دسته ي ديگر از منتقدين قطعاً بهائيان هستند، كه من به آنها از صميم قلب توصيه مي كنم، كه بي جهت نسبت به يك فرقه ي دروغين تعصب نشان ندهند. كمي به حرف هاي من فكر كنند آيا در كتاب من غير از ابراز حقيقت و غير از بيان صداقت چيزي مي بينند؟ اگر اين طور فكر مي كنند از آنها مي خواهم براي مدت كوتاهي فقط به دليل تحقيق و بررسي خود را از بند تشكيلات رهايي دهند. آن وقت معني آزادي را مي فهمند و به صداقت من نيز بيشتر پي مي برند و ديگر حاضر نمي شوند اين همه چشم و گوش بسته در خدمت تشكيلات باشند.
¤ بعد از چاپ پاورقي جديد تماس هاي زيادي با كيهان گرفته شد. من جمله جواني تماس گرفته بود كه مي خواست با دختري بهايي ازدواج كند و دختر قول داده بود مسلمان شود. سؤال من اين است كه در شرايطي اينچنيني شما چه نظري داريد؟
- بستگي به درجه ايمان شخص مسلمان دارد، اگر ضعيف باشد ممكن است بلغزد و تحت تأثير هجمه هاي تبليغاتي بهائيان قرار گيرد ولي معمولاً اين طور بوده كه بهايي ها مخصوصاً خانم ها كه وارد خانواده مسلمان مي شوند تابع آن خانواده شده و جذب اسلام مي شوند، البته در مواردي استثنا نيز وجود داشته ولي عموميت با اين حالت است.
اما همين قدر بگويم اگر اين دختر به خانواده اش اعلام كند آنقدر دوره اش مي كنند، آنقدر به او فشار مي آورند تا منصرفش كنند. تشكيلات شديداً با او برخورد مي كند، همين طور خانواده اش. اين خانم يك سري مشكلات را بايد تحمل كند. اما به نظر من صددرصد كار درستي مي كند اگر مسلمان شود،نه فقط به خاطر مسائل معنوي، بلكه خودش به خودش بيايد ببيند در چه محيط تنگ و محصور و بي تحركي دارد زندگي مي كند. اگر از آن جامعه آزاد شود با دنياي فوق العاده وسيعي روبرو مي شود كه جداي از لذّات معنوي، لذّات دنيوي مي برد، حداقلش اين است. بيايد در جامعه اي كه بتواند قدري نفس بكشد. مدام به او اجبار نكنند اين كلاس را بيا، آن كلاس را بيا. فلان ساعت برو و فلان ساعت بيا. خودش اگر مايل بود مثلاً مي رود مسجد، اگر نبود نمي رود. به علاوه اينكه از لحاظ معنوي راه به قدري برايش هموار مي شود كه از لحاظ روحي اقناع شده و دوري و تنهايي از خانواده را حس نمي كند.
¤ كاش از برخورد و بازتاب كتاب بين جامعه مسلمان هم سخن مي گفتيد!
- خوانندگان فهيم كيهان با برخوردهاي مثبت و دلگرم كننده خود مرا شرمنده بزرگواري و محبت خويش ساخته اند. من از مسلمان ها واقعاً به خاطر تشويق ها و تحسين هايشان تشكر مي كنم. اجرشان با امام زمان(عج) آنها نشان دادند كه چقدر درد دين دارند. آنها نشان دادند كه نسبت به دين بي تفاوت نيستند و با قدم هاي مثبت همياري مي كنند. اما توصيه ام به آنها اين است كه جوانان و نوجوانان خود را مراقبت كنند كه به دام اين فريبكاران نيفتند و گول ظواهر آنها را نخورند و بدانند كه آنها هر قدمي كه برمي دارند، هر حرفي كه مي زنند و هر رفتاري كه از خود بروز مي دهند همه در جهت خوش خدمتي به اربابان خارجي است. جوانان را از رفت و آمد با اينها بر حذر بداريد. اين جماعت با وعده هاي سفر فرنگ و ادامه تحصيل و دروغ هايي از اين دست در كمين جوانان هستند، اين جوانان را بايد به وسيله همين مطالب آگاه كرد تا اسير دام نشوند.
¤ بعد از مسلمان شدنتان، پيش از مطالبي كه در روزنامه كيهان به چاپ رسيد آيا اقدامي براي نجات اعضاي خانواده و ديگر فريب خوردگان فرقه بهايي انجام داده ايد؟ با چه واكنشي مواجه شديد؟
- بله، مثلا كتاب هايي را كه نوشتم براي خواهر برادرها و اعضاي خانواده خودم و براي تشكيلات مي فرستادم، براي افرادي هم كه از روحياتشان آگاه بودم و فكر مي كردم ممكن است تأثير بگيرند، مي فرستادم ولي تشكيلات فوري دستور داده بود به هيچ وجه كتاب هاي خانم رئوفي را قبول نكنيد. من هم چون هدفم اين بود حرف هايم را به گوش خيلي ها برسانم با نام مستعار مي فرستادم و با اينكه دستور بود كتاب ها را نخوانيد و به آشغال داني بيندازيد از خيلي از بهايي ها شنيدم كه افراد زيادي از آنها كتاب را خوانده اند. خواهر شوهر خودم مي گفت، آنقدر كتاب مسلخ عشق را خوانده ام كه تكه تكه شده است و زير قسمت هاي مهم آن را خط كشيده ام كه از تشكيلات بپرسم.
¤ آيا از طريق اينترنت بازتاب خاطرات خود را ملاحظه فرموده ايد؟
- بله برخي از سايت ها را ملاحظه كرده ام و طبيعتاً بازخورد خوبي داشت و همين كه مخالفت عده زيادي از دشمنان اسلام را برانگيخته، باعث افتخار من است. امام (رضوان الله عليه) مي فرمودند، اگر مورد تأييد دشمنان اسلام نيستيد بدانيد كه براي اسلام قدم درستي برداشته ايد و خار چشم آنها شده ايد. از اين بابت خوشحالم و البته در سايت هايي كه بعضي از افراد وابسته به فرقه بهائيت راجع به من نوشته اند من انتظارش را داشتم كساني كه به بهائيان ايران مي پردازند، به سراغ من هم بيايند. اراجيف اينها درباره نوشته هاي آقاي سيد سعيد زاهداني بي اساس است و چرندياتي است كه از خشم و عناد برخاسته، اگر راست مي گويند: براي مناظره با اين بزرگان و حتي با خود من آماده شوند. چرا پشت سر اينترنت قايم شده اند و حرف مي زنند.
¤ در پايان اگر فكر مي كنيد سخني ناگفته مانده است، بفرماييد.
- در اين فرصت از عموم برادران و خواهراني كه فرياد مرا به گوش مردم رساندند سپاسگزاري مي كنم و براي تمام كساني كه به نوعي مرا در تنگنا قرار دادند تا من به كشف حقيقت نرسم آرزوي عاقبت بخيري دارم و اينكه روزي نه چندان دور ان شاءالله از گمراهي خارج شوند.
¤ خواننده هاي روزنامه كيهان از چه طريقي مي توانند با شما تماس بگيرند؟
- من خيلي دوست دارم با تك تكشان تماس بگيرم ولي اصلاً فرصت ندارم. فقط از طريق ايميل من مي توانند تماس بگيرند.
raha_raoofi@yahoo.com
خيلي ممنونم. ان شاءالله اين صحبت ها زمينه خيري باشد براي كساني كه فريب اين تشكيلات را خورده اند و سبب هدايت آنها شود.
- من هم متشكرم.
والسلام.
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی وسیاسی
|